با تشکر از کریمی !
باران شيشه های گردو غبار گرفته ی پنجره را می شويد!
اما چه چيزی نقش نام تو که بر وجودم حک شده را می شويد
کد قالب قبلی برای دیدین هم اینجا ببینید
برای
·▪•●پریسا●•▪·
پیوست : کد قالب رو براتون گذاشته بودم چون درخواست نموده بودین
مطلب رو به خاطر کریمی نوشتم
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط شاهـــــــــزاده
|
روز مادر مبارک
خدا شانس بده یه مطلب داشتم واسه روز مادر یادم رفت
اینجوری بود : ای خورشید زندگی صبح های طلوع ....... را می پرستم
در گذر گاه زمان..
خيمه شب بازي دهر..
با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد...
عشقها مي ميرند...
رنگها رنگ دگر مي گيرند...
و فقط خاطره هاست که چه شيرين و چه تلخ دست نا خورده به جا مي ماند...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط شاهـــــــــزاده
|